آسغده

(سُ دِ) (ص مف.) نیم سوز، هیزم نیم سوخته.

    آسفالت

    [ فر. ] (اِ.) مخلوطی از قیر و شن و ماسه که به رنگ قهوه‌ای یا سیاه است که در پوشش کف خیابان‌ها، جاده‌ها و پشت بام به کار می‌رود.

      آسکاریس

      [ فر. ] (اِ.) از انواع کرم‌های لوله‌ای که در روده میزبان (انسان و خوک) زندگی و تخم ریزی می‌کند، کرم روده.

        آسم

        [ فر. ] (اِ.) نفس تنگی، اختلال در تنفس به علت انسداد برونش‌ها و آلرژی.

          آسمان

          (س ِ) [ په. ] (اِمر.)
          ۱- سپهر، فلک.
          ۲- هر یک از طبقات هفتگانه یا نه گانه افلاک در نظر قدما، فلک.
          ۳- یکی از ایزدان.
          ۴- روز بیست و هفتم از هر ماه خورشیدی. ؛ ~ به زمین آمدن کنایه از: اتفاق خارق العاده افتادن و نظم امور را به هم زدن.

            پیمایش به بالا