(~. سَ) (ص فا.) طالع بین.
(~. غُ رُ بِ) (اِمر.) (عا.) = آسمان غرغره. آسمان غرش: رعد، تندر.
(~. غُ رُِ) (اِمر.) نک آسمان غرنبه.
(~ُ) (اِمر.) حرفهای بی سر و ته، سخنهای بی فایده.
(~. نِ) (اِمر.) سقف، آسمانه.
(~. خَ) (اِمر.) ساختمانی که طبقات زیاد دارد.
(~. نِ) (اِمر.) سقف.
(~.)(ص نسب.) ۱- سماوی، سپهری. ۲- نجومی. ۳- عالی. ۴- آبی روشن. ۵- خدایی.
(ص.) نک آشموغ.
(~.)(اِ.)۱ – کشت و زراعت. ۲- زمینی که برای کشت آماده کرده باشند.