بندهشن

(بُ دَ هِ شْ)۱ – اصل آفرینش، آفرینش نخستین.
۲- نام یکی از کتاب‌های دینی زرتشتی که حاوی اساطیرِ مربوط به خلقت جهان می‌باشد. از این کتاب دو نسخه موجود است. یکی بندهشن هندی و یکی بندهشن ایرانی.

    بندوق

    (بَ یا بُ) (اِ.) = بندق: تفنگ. ج. بنادیق.

      بندیل

      (بَ) (اِ.) (عا.)
      ۱- وسیله و بار سفر.
      ۲- واحد شمارش ورق فلزی.

        بندیمه

        (بَ مَ یا مِ) (اِ.)= بندمه. بندنه. بندینه:
        ۱- تکمه.
        ۲- گوی گریبان.

          بنزن

          (بَ زَ یا زِ) [ فر. ] (اِ.) مایعی بی رنگ و با بوی تند مخصوص که کمی سبک تر از آب است و در آن حل نمی‌شود ولی حلالی بسیار خوب است و از مشتقات نفت و قطران می‌باشد. بسیار فرُار و سریع و در صنعت اهمیت بسیار دارد.

            بنزین

            (بِ) [ فر. ] (اِ.) از فرآورده‌های نفتی که از تقطیر نفت خام به دست می‌آید و جهت سوخت وسایل نقلیه استفاده می‌شود.

              پیمایش به بالا