به لیمو

(بِ) [ فا – سنس. ] (اِ.)
۱- درختچه‌ای از تیره شاه پسندیان که برگ‌های آن طعم تند و کمی تلخ دارد و گل‌های کوچکش به صورت سنبله‌های متعدد در انتهای محور ساقه می‌روید.
۲- شربتی که از جوشاندن میوه به و اضافه کردن آب لیمو تهیه می‌شود.

    به مجرد

    (بِ. مُ جَ رَُ دِ) [ فا – ع. ] (ق مر.) در حال، بلافاصله.

      به هم زدن

      (~. زَ دَ) (مص م.)۱ – خراب کردن.
      ۲- باطل کردن.
      ۳- منحل کردن.
      ۴- آمیختن.
      ۵- دوستی را با کسی قطع کردن.

        بها

        (بَ) (اِ.) قیمت، ارزش، نرخ.

          پیمایش به بالا