بودن

(دَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- وجود داشتن، هستی.
۲- حاضر بودن.
۳- اقامت داشتن.

    بودنی

    (دَ)(اِ.)۱ – پیشامد، ماجرا.
    ۲- سرنوشت.

      بوده

      (دِ) (ص مف.)
      ۱- وجود داشته، موجود.
      ۲- واقع شده، حادث گشته.

        بور

        [ په. ] (ص.)
        ۱- سرخ کم رنگ.
        ۲- اسب سرخ.
        ۳- کسی که از عهده انجام کار برنیامده و شرمنده شده باشد.

          بوران

          [ تر. ] (اِ.)
          ۱- باران یا برفی که با باد باشد.
          ۲- باد شدیدی که برف‌های کوه را از جایی به جایی منتقل کند.

            بورانی

            (اِمر.) نان خورشی که از اسفناج و کدو و بادنجان با ماست و کشک درست کنند.

              بورژوا

              [ فر. ] (ص.) ثروتمند، دارنده سرمایه و ابزار تولید.

                بورژوازی

                [ فر. ] (اِ.) طبقه سرمایه داری که با در دست داشتن وسایل تولید و سرمایه، زندگی مرفه دارد.

                  پیمایش به بالا