بوته

(تَ یا تِ) (معر.) (اِ.) ظرفی که طلا و نقره را در آن ذوب کنند: بوته زرگری.

    بوتیک

    [ فر. ] (اِ.) مغازه‌ای که در آن لباس، کفش، عطر و مانند آن فروخته می‌شود.

      بوتیمار

      (اِ.) مرغی است ماهیخوار با منقار کشیده و گردن دراز و دم کوتاه و پرهایی به رنگ سبز و سفید و آبی، در کنار رودخانه‌ها می‌نشیند و ماهی شکار می‌کند. می‌گویند با وجود تشنگی شدید، آب نمی‌خورد زیرا می‌ترسد که آب جهان تمام شود، از این رو غمخورک و غمخوارک هم نامیده می‌شود.

        بوج

        (بَ) (اِ.) = بوچ:
        ۱- تکبر، غرور.
        ۲- خودنمایی.
        ۳- کروفر.

          بوجار

          (ص.)کسی که غلات و حبوبات را الک می‌کند.

            بوجه

            (بِ وَ) [ ع – فا. ] (ق.) شایسته، آنچنان که باید.

              بود

              (مص مر.)
              ۱- وجود.
              ۲- هستی، سرمایه. بو دادن (دَ) (مص ل.) تفت دادن چیزی روی آتش، مانند تخمه و فندق و پسته و بادام و ذرت.

                بودار

                (اِفا.) سخنی که در آن کنایه و منظوری غیر از ظاهر سخن، نهفته باشد.

                  بودجه

                  (جِ) [ فر. ] (اِ.) مجموع درآمدها و هزینه‌های یک کشور، وزارتخانه، اداره، خانواده و یک فرد.

                    پیمایش به بالا