بوته
(تَ یا تِ) (معر.) (اِ.) ظرفی که طلا و نقره را در آن ذوب کنند: بوته زرگری.
(اِ.) مرغی است ماهیخوار با منقار کشیده و گردن دراز و دم کوتاه و پرهایی به رنگ سبز و سفید و آبی، در کنار رودخانهها مینشیند و ماهی شکار میکند. میگویند با وجود تشنگی شدید، آب نمیخورد زیرا میترسد که آب جهان تمام شود، از این رو غمخورک و غمخوارک هم نامیده میشود.
(مص مر.)
۱- وجود.
۲- هستی، سرمایه. بو دادن (دَ) (مص ل.) تفت دادن چیزی روی آتش، مانند تخمه و فندق و پسته و بادام و ذرت.