بی

۱ – نشانه نفی و سلب که بر سر اسم درآید و کلمه را صفت سازد: بی کار، بی چاره.
۲- گاه بر سر اسم درآید و قید مرکب سازد: بی شک، بی گفت و گو.

    بی آلایش

    (یِ) (ص.)
    ۱- خالص و پاک.
    ۲- مجازاً صاف و ساده، بی ریا.

      بی اختیار

      (اِ) [ فا – ع. ] (ص.)
      ۱- بی اراده.
      ۲- بدون فکر و تصمیم قبلی.

        بی ادب

        (اَ دَ) [ فا – ع. ] (ص مر.)
        ۱- بی دانش.
        ۲- بی تربیت.
        ۳- گستاخ، جسور.

          پیمایش به بالا