پالیک

(اِمر.)= بالیک: پای افزاری از چرم گاو که رشته‌ها در آن بسته اند؛ پای افزار، کفش، چارق، شم، پاپیچ، پاتابه، لفافه.

    پام

    ( اِ.)
    ۱- رنگ، لون.
    ۲- شبیه، نظیر.

      پامچال

      ( اِ.) گیاه علفی یک ساله و زینتی از تیره پامچالیان با گل‌های زرد روشن و بی بو و برگ‌هایی در ته ساقه.

        پامنبری

        (مِ بَ) [ فا – ع. ] (ص نسب.)کسی که در پایین منبر با خواندن اشعار مذهبی و مرثیه خوانی به روضه خوان اصلی کمک می‌کند.

          پامنقلی

          (مَ قَ) (ص نسب.)
          ۱- مربوط به پای منقل.
          ۲- ویژگی آن که بیش تر اوقات کنار منقل است. کنایه از: آدم تریاکی.

            پان اسلامیسم

            (نْ اِ) [ لا. ] (اِ.) نام نهضتی که رهبران مسلمان در قرن نوزدهم برای احیای قدرت اسلام و مسلمانان به راه انداختند.

              پانتوگراف

              (تُ گْ) [ فر. ] (اِمر.) آلتی است که با کمک آن از هر نوع نقشه و تصویری نسخه برداری کنند.

                پیمایش به بالا