پرگنه

(پَ گَ نَ یا نِ) (اِ.) زمینی را گویند که از آن مال و خراج بستانند.

    پرماس

    (پَ) (اِ.) = برماس:
    ۱- لمس، لامسه.
    ۲- یازیدن، دراز کردن.

      پرماه

      (پَ) (اِ.) افزاری باشد که حکاکان و درودگران با آن مروارید و چوب و تخته را سوراخ کنند. مته و مثقب و پرمه و برمه و برماه و برماهه نیز گویند.

        پرمایه

        (پُ یِ)(ص مر.)
        ۱- پُربها.
        ۲- خردمند، دانشمند.
        ۳- نجیب، اصیل.
        ۴- مال دار، ثروتمند.
        ۵- خطیر، جلیل.
        ۶- قلم مویی که نوک آن پرپشت باشد.

          پیمایش به بالا