پرمخیده

(پَ مَ دِ) (ص مف.)
۱- خودسر و نافرمان.
۲- فرزند عاق شده.

    پرمر

    (پَ مَ) (اِ.) انتظار، امید. پرمور و برمر نیز گویند.

      پرمنش

      (پُ مَ نِ) (ص مر.)
      ۱- خردمند.
      ۲- ارجمند، پُرمایه.
      ۳- مغرور، متکبر.

        پرمنگنات

        (پِ مَ گَ) [ فر. ] (اِ.) ماده‌ای شیمیایی ا ست با نام پرمنگنات پتاسیم، بنفش تیره و حلال در آب. در پزشکی برای شست و شو و ضدعفونی زخم‌ها و در منزل برای گندزدایی سبزی‌ها و میوه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

          پرمه

          (پِ مَ یا مِ) (اِ.) = پرمهه: کاهلی در کارها.

            پرن

            (پَ رَ) (اِ.)
            ۱- دیبای منقش و لطیف.
            ۲- پل، مرز.

              پیمایش به بالا