پره

(پَ رِ یا پَ رِّ) [ په. ] (اِ.)
۱- حلقه و دایره لشکر از سوار و پیاده.
۲- کناره چیزی، پهلو.
۳- دندانه چرخ و دولاب.
۴- جزوی از قفل که قفل با آن محکم می‌شود.

    پرهازه

    (پَ زِ یا زَ) (اِ.) رکوی سوخته و چوب پوسیده که بر زیر سنگ چخماق نهند و چخماق زنند تا آتش در آن گیرد.

      پرهون

      (پَ) (اِ.)
      ۱- هر چیز دایره مانند میان تهی، طوق، گردنبند.
      ۲- هاله، خرمن ماه.

        پرهیختن

        (پَ تَ) (مص م.) = پرهختن. فرهیختن. فرهنجیدن:
        ۱- تربیت کردن.
        ۲- پرهیز کردن.
        ۳- رها کردن.
        ۴- برآوردن، برکشیدن.

          پیمایش به بالا