پرنسیب

(پِ رَ) [ فر. ] (اِ.)
۱- اصل، اساس.
۲- اصول اخلاق.
۳- اصول آداب و معاشرت.

    پرنگ

    (پَ رَ) (اِ.)
    ۱- برق شمشیر.
    ۲- شمشیر جوهردار.

      پرنهادن

      (پَ. نَ دَ)
      ۱- (مص ل.) ناتوان شدن، پرافکندن.
      ۲- (مص م.) کسی را از جایی بیرون راندن، آواره کردن.
      ۳- از سر خود دور کردن.

        پرنیان

        (پَ) (اِ.)
        ۱- حریر منقش، دیبای چینی.
        ۲- پارچه ابریشمی گل دار.
        ۳- پرده نقاشی.

          پرنیانی

          (~.) (ص نسب.)
          ۱- مانند پرنیان، دارای پرنیان.
          ۲- به رنگ پرنیان.
          ۳- کنایه از: شمشیر.

            پیمایش به بالا