پژوهنده

(پِ یا پَ هَ دِ) (ص فا.)
۱- جست و جو کننده.
۲- کارآگاه، خبرچین.
۳- خردمند، دانا.

    پژوهیدن

    (پِ دَ) [ په. ] (مص ل.)
    ۱- جست و جو کردن.
    ۲- بازپرسیدن.
    ۳- خواستن، طلب کردن.

      پس

      رفتن (پَ. رَ تَ)(مص ل.)۱ – عقب رفتن.
      ۲- تنزل کردن.

        پس

        (پَ)
        ۱- (حر اض.) پشت، عقب، آن سوی.
        ۲- (ق.) پشت سر، دنبال.
        ۳- پس از همه، آخر کار.
        ۴- (حر رب.) آن گاه، آن وقت.
        ۵- از این رو، بنابراین.
        ۶- (اِ.) قسمت عقب، مؤخر.
        ۷- دبر، کون. ؛~ و پیش جابه جا، به صورتی غیر از صورت اصلی. ؛~ پسکی عقب عقب، در حال عقب رفتن.

          پس

          (پُ) [ په. ] (اِ.) پسر، پور.

            پس آب

            (پَ) (اِمر.)
            ۱- آب پس مانده، آبی که از تبخیر یا تقطیر چیزی می‌گیرند.
            ۲- چایی که چند بار آب جوش را در آن ببندند و چای کم رنگ و بی مزه‌ای به دست آورند.

              پس آهنگ

              (~. هَ) (اِمر.) آهنی باشد که کفشگران در پس کفش نهند تا به آن کفش را فراخ کنند آنگاه که قالب را در کفش کنند.

                پس افت

                (پَ. اُ) (اِ. ص.)
                ۱- بدهی عقب افتاده.
                ۲- اندوخته، ذخیره.

                  پیمایش به بالا