پستان

(پِ) (اِ.) اندامی در پستانداران که در جنس ماده دارای غده‌های تراوش شیر است و معمولاً رشد بیشتری دارد. ؛ ~ مادر را گاز گرفتن کنایه از ناسپاسی و حق نشناسی کردن.

    پستاندار

    (پِ) (اِمر.) رده‌ای از جانوران مهره دار خون گرم اغلب دارای بدن پوشیده از پشم یا مو به ویژه دارای غده‌های پستانی در ماده‌ها و معمولاً بچه زا. ج. پستانداران.

      پستانک

      (پِ نَ) (اِمصغ.) وسیله‌ای پلاستیکی به شکل سرپستان برای مکیدن کودکان شیرخوار.

        پستایی

        (پَ) (ص نسب.)
        ۱- رویه برش شده چرم که آماده برای دوختن است.
        ۲- ذخیره، اندوخته.

          پستچی

          (پُ) [ فر – تر. ] (اِ.) نامه رسان اداره پست، مأمور پست.

            پسته

            (پِ تِ) (اِ.) درختی است از تیره سماقی‌ها که دسته مخصوصی را تشکیل می‌دهد. میوه اش دانه‌ای است، دارای پوست سخت، مغز آن سبزرنگ و لذید و مقوی و روغن دار است.

              پستو

              (پَ) (اِمر.) اطاق کوچکی که در پشت اتاق دیگری بسازند و اشیاء و لوازم خانه را در آن نهند.

                پستی

                (پَ)۱ – (اِ.) نشیب، گودی.
                ۲- (حامص.) انحطاط.
                ۳- خواری، ذلت.
                ۴- نانجیبی، رذالت.
                ۵- تنگ چشمی، کوته نظری.

                  پیمایش به بالا