پش

(~.) (پس.) = وش. فش: معنی شبه و مانند آن بخشد.

    پشت

    (پُ) [ په. ]
    ۱- (اِ.) آن سوی هر چیزی.
    ۲- قسمت عقب هر چیز. مق جلو.
    ۳- (ص.) پشتیبان، یار.
    ۴- صُلب.
    ۵- تخم، تخمه، نژاد، نسل.
    ۶- بام، سقف.
    ۷- دنباله، ادامه.
    ۸- مقعد.
    ۹- باطن. مق. رو.

      پشت

      هم اندازی (پُ تِ هَ. اَ)(حامص.)حقه – بازی، حیله گری.

        پشت بند

        (~. بَ) (اِمر.)
        ۱- هر آن چیزی که پشت دیوار شکسته قرار دهند تا دیوار نیفتد.
        ۲- (عا.) آب یا شربت یا غذایی که پس از خوردن دارو بخورند.
        ۳- کوله بار.
        ۴- (ق.) بلافاصله، بی درنگ.

          پشت دادن

          (~. دَ) (مص. ل)
          ۱- به چیزی تکیه دادن.
          ۲- روگردانیدن، پشت به میدان جنگ کردن.

            پیمایش به بالا