پلخ
(پَ لَ) (اِ.) حلق، گلو.
(پُ لُ تَ یا تِ) (اِ.) پارچهها و گلولههای علف سوخته که چون آتش در خانه علفی افتد زود آتش آنها را بر هوا برد.
(پِ لِّ) (اِ.) جِ پله ؛ ساختاری به شکل ردیف یا مجموعهای از پلههای پشت سر هم میان دو یا چند سطح برای امکان رفت و آمد از یکی به دیگری.