تاباک

(اِ.) = تاپاک. تپاک. تپ:
۱- تپیدن و اضطراب و بی قراری.
۲- تب داشتن.

    تاباندن

    (دَ) (مص م.)
    ۱- روشن ساختن، برافروختن.
    ۲- تاب دادن، پیچ و خم دادن.
    ۳- گرم کردن، تافتن.
    ۴- اعراض کردن.

      تابخانه

      (نِ) (اِمر.)
      ۱- خانه‌ای که دیوارهای آن آینه کاری شده باشد.
      ۲- حمام، گرمابه.
      ۳- خانه زمستانی که با بخاری و یا تنور گرم شود.
      ۴- شبستان.

        تابدار

        (ص فا.)
        ۱- تاب خورده، پیچ خورده.
        ۲- روشن، درخشان.

          تابدان

          (اِمر.)
          ۱- گلخن حمام.
          ۲- کوره آهنگری و مسگری.
          ۳- پنجره یا دریچه‌ای که برای استفاده از روشنایی آفتاب در دیوار تعبیه کنند.

            پیمایش به بالا