تابنده

(بَ دِ) (ص فا.)
۱- تابان، درخشان.
۲- گرما دهنده.
۳- پیچان، در تب و تاب.
۴- ریسنده، ریسمان باف.

    تابه

    (بِ یا بَ) [ په. ] (اِ.) = تاوه:
    ۱- ظرف فلزی پهن که برای پختن گوشت، ماهی، کوکو و غیره به کار می‌رود.
    ۲- آلتی است که در آن دانه گندم و حبوب دیگر را بریان کنند.
    ۳- خشت پخته، آجر بزرگ.
    ۴- شیشه تابدان. تابه تا (بِ یا بَ) (ص مر.)
    ۱- لنگه به لنگه، آن چه که یک شکل نباشد.
    ۲- لوچ، چپ، تابدار.

      تابو

      [ فر. ] (اِ.)
      ۱- تحریم اجتماعی یک عمل یا یک کلمه به طور رسمی.
      ۲- شخص، چیزی یا جایی که برای افراد یک قبیله تحریم شود.
      ۳- هر چیز نذری یا مقدسی که نزدیک شدن و دست زدن به آن ممنوع باشد.

        تابوت

        [ ع. ] (اِ.) صندوق فلزی یا چوبی که مرده را در آن گذارند.

          تابوغ

          [ تر. مغ. ] (اِ.) سلام خاص که مغولان سلاطین و خوانین را می‌دادند، بدین طریق که با سر برهنه یک گوش را به دست گرفته کرنش می‌کردند.

            پیمایش به بالا