(بِ) (اِ.) زیردست، سربازی که درجه ندارد.
[ انگ. ] (ص.) عالی، برتر.
(اِصت. اِمر.) صدای زدن کف دست به متکا یا بالشت یا بر پشت کسی و مانند آن.
(عَ) (اِمر.) نوعی بازی است که کودکان میکنند.
(اِ.)۱ – سرگین گاو، تپاله. ۲- تنه درخت.
(اِ.) خمره سفالی بزرگ که در آن آرد و گندم ذخیره کنند.
(اِ.) گرفتگی زبان، لُکنت.
(اِ.) نامی که در گذشته به مغول اطلاق میشد.
(تِ لِ) (اِ.) سفره، خوان.
(اِ.) اسب کوتوله پُر یال و دُم بریده.