آگیشیدن
(دَ) آویختن، پیچیدن.
۱ – (اِ.) پُر، انباشته.
۲- در ترکیب با کلمات به معنی آلوده، انباشته، اندوده میآید: زهرآگین، گوهرآگین.
(اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب میرساند، به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز، تا صبح بالای سر زائو بیدار میماندند.
[ په. ]
۱- (ص.) سرخ، سرخ کم رنگ.
۲- (اِ.) نام درختی که از ریشه آن رنگی سرخ میگیرند و جامه باآن به رنگ سرخ درمی آورند.