تازگی

(زِ)
۱- (حامص.) تازه بودن، نو.
۲- خرمی، طراوت.
۳- (ق.) جدیداً، اخیراً.

    تازنگ

    (زَ) (اِ.) ستونی از گچ و سنگ که زیر سقف خانه می‌زنند.

      تازه

      (زِ)
      ۱- (ص.) نو، جدید.
      ۲- مجازاً خرم، شاداب.
      ۳- بدیع.
      ۴- (ق.) اخیر، اخیراً. ؛~به دوران رسیده کنایه از: کسی که تازه به مقامی رسیده و خود را گم کرده، ندید بدید، نوکیسه.

        پیمایش به بالا