(~. عَ) [ ع – فا. ] (ص.) زنی که به تازگی ازدواج کردهاست، نوعروس.
(~. کَ دَ) (مص م.) ۱- زنده کردن. ۲- بارونق کردن. تعمیر کردن.
(~. نَ فَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) کسی که تازه به کاری پرداخته و هنوز خسته نشدهاست.
(~. رِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) غریب، ناشناس.
(اِ.) سگ شکاری.
(ص.) ۱- عرب، عربی. ۲- زبان عربی.
(نِ) (اِ.) شلاق، تسمه چرمی که با آن چهارپایان را هنگام تاختن بزنند.
(دَ) ۱- (مص ل.) تاختن، دویدن. ۲- حمله کردن. ۳- (مص م.) دوانیدن.
(اِ. ص.) تازی، عرب.
(اِ.) ۱- خیمه، سراپرده. ۲- لطیف، نازک.