تجار

(تُ جّ) [ ع. ] (ص.) جِ تاجر؛ بازرگانان.

    تجارب

    (تَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ تجربه ؛ آزمایش‌ها، آزمون‌ها.

      تجارتخانه

      (~. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) جایی که در آن به کارهای بازرگانی بپردازند و درآمد حاصل کنند.

        تجارتی

        (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به تجارت، مربوط به امور بازرگانی.

          تجاره

          (تَ رَ) (اِ. ص.) کره اسبی که هنوز بر آن زین نگذاشته باشند.

            پیمایش به بالا