(تَ رَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) نامه نوشتن، نامه نگاری.
(تَ رَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- ظاهر پرستیدن. ۲- سالوسی کردن.
(تَ) (ص مر.) خوف انگیز، ترس – آور.
(تَ) (ص.) ترسنده، کم جرأت، کم دل.
(تَ دَ) (مص ل.) بیم داشتن، ترس داشتن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- نشان گذاشتن. ۲- رسم کردن.
(تُ) [ په. ] (ص.) یکی از مزهها، هرچه که طعم سرکه لیموترش و… داشته باشد، ضد شیرین.
(تُ رْ یا رُ) (ص مر.) بدخو.
(تُ) (ص فا.) سوزشی که بر اثر ترشح اسید معده در مری و ناحیه سینه احساس میشود.
(تَ رَ شُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- تراویدن. ۲- پاشیده شدن.