ترشک
(تُ شَ) (اِ.) گیاهی مانند شبدر با گلهای زرد یا سرخ.
(تُ) (اِ.) کلیه مواد غذایی که مزه ترش دارند و مقداری از اسیدهای مختلف در ترکیبشان وجود دارد. ترشیها را به عنوان چاشنی غذا به کار میبرند. ؛ ~انداختن کنایه از: بلااستفاده و عاطل گذاشتن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- پروردن.
۲- اندک اندک شیر دادن مادر به بچه تا نیروی مکیدن بگیرد.
۳- لیسیدن ماده آهو چرک نوزاد خود را.
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) جواهر نشاندن بر چیزی.
۲- آوردن کلماتی در دو مصراع یا دو جمله که از نظر وزن و سجع یکی باشند.
(تُ عِ) [ ع. ترعه ]
۱- کانال، آبراه بزرگ و عمیقی که بین دو دریا برای عبور کشتیها ساخته شود.
۲- در.
۳- دهانه حوض یا استخر.