آموخته

(تِ) (ص مف.)۱ – یاد گرفته، تعلیم گرفته.
۲- مؤدب، فرهیخته.
۳- عادت کرده.
۴- دست آموز.
۵- مطیع.

    آمودن

    (دَ) (مص م.)
    ۱- ساختن، آراستن.
    ۲- جادادن گوهر در انگشتر.
    ۳- به نخ کشیدن گوهرها و مهره‌ها.
    ۴- زینت دادن.
    ۵- آماده.

      آموده

      (دِ) (ص مف.) آراسته، مزین، زینت یافته.

        آموزشیار

        (زِ) (اِ.) کسی که در دانشگاه یا مدرسه عالی تدریس می‌کند و مقامش پایین تر از استادیار است.

          آموزگار

          (زْ یا زِ) [ په. ] (ص.)
          ۱- معلم.
          ۲- معلم مدرسه ابتدایی.
          ۳- اندرزگوی.
          ۴- پرورنده، مربی.

            آموزگان

            (زِ یا زْ) (اِمر.)مجموعه‌ای از واحدهای درسی که تشکیل یک رشته تحصیلی را می‌دهند و می‌توان در آن رشته درجه دانشگاهی گرفت.

              پیمایش به بالا