تماسک

(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- خود را نگاه داشتن.
۲- چنگ در زدن و آویختن.

    تماشا

    (تَ) [ ع. تماشی ]
    ۱- (مص م.) دیدن، نگاه کردن.
    ۲- (مص ل.) گردش کردن، راه رفتن.

      تماشاچی

      (~.) [ ع – تر. ] (ص مر. اِمر.) کسی که نمایش، بازی یا مسابقه‌ای را تماشا کند.

        تماشاخانه

        (~. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) جایی که در آن هنرپیشگان داستانی را به نمایش درآوردند، تأتر.

          پیمایش به بالا