تمحل

(تَ مَ حُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- حیله کردن.
۲- کسی را به تکلف انداختن.

    تمحیص

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- آزمودن.
    ۲- پاکیزه کردن.
    ۳- کاستن.
    ۴- گوشت را از چربی و پی جدا کردن.

      تمدن

      (تَ مَ دُّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) شهرنشین شدن.
      ۲- (اِ.) همکاری مردم یک جامعه برای ترقی و پیشرفت.

        تمر

        (تَ) (اِ.) آب مروارید، یکی از بیماری‌های چشمی که بیشتر در سنین بالا بروز می‌کند و باعث کم شدن نیروی دید می‌شود.

          تمر

          (~.) (اِ.) درختی است با برگ‌های دراز و متناوب که هر برگ بیش از بیست تا سی برگچه دارد، گل‌هایش زرد یا سرخ رنگ است. میوه اش سرخ و ترش مزه‌است که در غلافی بزرگ جا دارد، برای قلب و معده مفید است.

            پیمایش به بالا