اسم مصدر

پمپاژ

(پُ) [ فر. ] (اِمص.) بیرون کشیدن سیالات از جایی و داخل کردن آن به جای دیگر به کمک تلمبه یا پمپ، تلمبه زنی، پمپ زنی. (فره).

    پژوه

    (پِ) (اِمص.)
    ۱- بازجُستن، جست و جو کردن.
    ۲- مؤاخذه، بازخواست.
    ۳- در ترکیب با واژه‌های دیگر معنای پژوهنده می‌دهد مانند: دانش پژوه.

      پژوهش

      (پِ یا پَ هِ)(اِمص.)
      ۱- جست و جو، تحقیق.
      ۲- تحقیقات علمی و بازخواست.
      ۳- مؤاخذه.
      ۴- خبر، خبر داشتن.

        پرش

        (پَ رِ) (اِمص.)
        ۱- پرواز، پریدن.
        ۲- جهش. ~۳ – پریدن و خیزش برداشتن از روی زمین با وسیله یا بدون وسیله که در ورزش انواع مختلف دارد: سه گام، خرک، با اسب، با چتر و همانند آن. ؛~ ارتفاع نوعی پرش است که ورزشکار باید از روی طناب یا مانعی بپرد. ؛ ~با نیزه پریدن از ارتفاع به وسیله نیزه‌ای دراز. ؛~ طول پریدن و جهش به جلو بدون وجود مانع.

          پرسه

          (پُ س ِ) (اِمص.)
          ۱- احوالپرسی، عیادت.
          ۲- تسلیت.
          ۳- آمار، شمار.
          ۴- مراسم دیدار با بازماندگان کسی که مرده‌است.
          ۵- مجلس ترحیم.

            پرستش

            (پَ رَ تِ) (اِمص.)
            ۱- ستایش، نیایش.
            ۲- پرستاری، خدمت.
            ۳- بیمارداری.
            ۴- عمل یا رفتاری که نشانه بندگی، سرسپردگی یا ایمان است ؛ عبادت.

              پیمایش به بالا