قشعریره
(قُ عَ رَ یا رِ) [ ع. قشعریره ]
۱- (مص ل.) ناگاه مو بر بدن خاستن از احساس مکروهی یا از تصور آن.
۲- جمع شدن پوست بدن.
۳- (اِمص.) لرزش، لرزه، لرز.
(قُ عَ رَ یا رِ) [ ع. قشعریره ]
۱- (مص ل.) ناگاه مو بر بدن خاستن از احساس مکروهی یا از تصور آن.
۲- جمع شدن پوست بدن.
۳- (اِمص.) لرزش، لرزه، لرز.
(قَ دَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) پای، گام. ج. اقدام.
۲- واحد مسافت و آن فاصله میان دو پایه یک فرد متوسط است به هنگام راه رفتن.
۳- (اِمص.) عمل، کار.
۴- ثبات و پایداری. ؛~رنجه فرمودن کنایه از: تشریف آوردن. ؛~ کسی سبک بودن کنایه از: الف – خوش قدم بودن. ب – با آمدن خود موجب رونق کسب و کار شدن.