اسم مصدر

غلاء

(غَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گران شدن نرخ چیزی.
۲- (اِمص.) گرانی.
۳- قحطی، نایابی.

    غفر

    (غَ فْ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) پوشاندن، چیزی را پوشاندن.
    ۲- (اِمص.) چشم پوشی از گناه، آمرزیدن.

      غضاضت

      (غَ ضَ) [ ع. غضاضه ] (اِمص.)۱ – فرو خوابانیدن چشم.
      ۲- تر و تازه شدن.
      ۳- تازه روی شدن.
      ۴- خواری.
      ۵- نقصان.

        غسل

        (غُ سْ) [ ع. ] (اِمص.)
        ۱- شستشو دادن با آب.
        ۲- شستشوی تن طبق آیین شرع. ؛~ ارتماسی فرو بردن تمام بدن یک مرتبه در آب. ؛~ ترتیبی شستن اعضای بدن به تدریج. بدین طریق که ابتدا سر و گردن و بعد نیمه راست بدن و سپس نیمه چپ آن شسته شود.

          غش

          (غَ) (اِمص.) گرفته شده از عربی به معنای بی هوشی، مدهوشی. ؛~ُ ریسه رفتن به خود پیچیدن بر اثر خنده شدید و طولانی.

            غزارت

            (غَ رَ) [ ع. غزاره ]
            ۱- (مص ل.) فراوان شدن.
            ۲- (اِمص.) فراوانی.

              غرور

              (غُ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) فریب دادن.
              ۲- (مص ل.) به خود بالیدن.
              ۳- (اِمص.) تکبر، نخوت.
              ۴- فریفتگی. ؛~ ملی احساس سربلندی و افتخار نسبت به فرهنگ و توانایی‌های ملت خویش.

                پیمایش به بالا