بی همال
(بِ هَ) (ص مر.) بی همتا، بی مانند.
(ص مر.)
۱- کندذهن، کندفهم.
۲- آن که طبیعتاً یا با داروی بیهوشی، حواس خود را از دست داده باشد و درد را احساس نکند.
(مَ رِ فَ) [ فا – ع. ] (ص مر.)
۱- فاقد معرفت.
۲- فاقد شناخت یا آگاهی لازم نسبت به ارزشهای جامعه.
۳- دارای رفتار مغایر با آن ارزشها.
(سِ کِّ) [ فا – ع. ] (ص مر.)
۱- زر و سیمی که بر آن چیزی نقش نشده باشد.
۲- کنایه از: بی اعتبار، بی قدر.