(عُ ض ِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ناتوان، بی مصرف، بیکاره.
(ص مر.) ۱- بی فکر، بی اندیشه. ۲- غافل. ۳- بی غم، لاقید.
(دَ) (ص مر.) بی سر و سامان، بی سرمایه.
(رَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ۱- سخت دل، شقی، قسی. ۲- ظالم، ستمکار.
(رَ) (ص مر.) بی غیرت.
(رَ) (ص مر.) ۱- بدون رنگ. ۲- عالم وحدت. ۳- کنایه از: ساده و بی آلایش.
(پَ) (ص مر.) بی باک، نترس.
(ص مر.) بی مانند، بی نظیر.
(ص مر.) ۱- بی مانند، بی نظیر. ۲- خدای تعالی.
(حِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) بی اندازه.