مصدر

وصل

(وَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پیوستن، به هم رسیدن.
۲- (مص م.) پیوند کردن، پیوند دادن.

    وشکردن

    (وَ کَ دَ) (مص ل.) وشکریدن ؛ کاری را به چالاکی و چابکی انجام دادن.

      وشم

      (وَ) (مص م.) نقش و نگاری که بر اندام با سوزن آژده کرده و نیله بر آن پاشند، خالکوبی.

        وسم

        (وَ) [ ع. ]
        ۱- (اِ.) داغ و نشان.
        ۲- (مص م.) داغ کردن، نشان کردن.

          پیمایش به بالا