مصدر

وشکردن

(وَ کَ دَ) (مص ل.) وشکریدن ؛ کاری را به چالاکی و چابکی انجام دادن.

    وشم

    (وَ) (مص م.) نقش و نگاری که بر اندام با سوزن آژده کرده و نیله بر آن پاشند، خالکوبی.

      وسم

      (وَ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) داغ و نشان.
      ۲- (مص م.) داغ کردن، نشان کردن.

        پیمایش به بالا