شعشعه
(شَ شَ عَ یا عِ) [ ع. شعشعه ] (مص ل.) پراکنده شدن نور.
(ش) [ انگ. ]
۱- (اِ.) پارچه، لباس و غیره.
۲- (مص.) آب رفتن، کوچک شدن، تکیدگی، افت به معنای کاهش حجم مواد.
(شُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- رمیدن.
۲- طلب حق باشد به خلاص از آفات و حجاب و بی قراری اندر آن که همه بلاهای طالب از حجاب افتد.
(شَ رَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- آمیختن (گوشت پخته یا خام و مانند آن).
۲- بند بستن خریطه را.
۳- دروغ بستن بر کسی.