مصدر

خاریدن

(دَ)
۱- (مص ل.) خارش کردن، احساس خارش داشتن.
۲- (مص م.) خاراندن، دفع خارش کردن.

    خاستن

    (تَ) [ په. ] (مص ل.)
    ۱- برپا شدن، بلند شدن.
    ۲- پدید آمدن.
    ۳- عاید شدن، فایده داشتن.

      خاراندن

      (دَ) (مص م.) = خارانیدن: با سرِ ناخن روی پوست بدن (خود یا دیگری) را برای برطرف کردن خارش کشیدن.

        حیطه

        (طِ) [ ع. حیطه ]
        ۱- (اِ.) احاطه شده.
        ۲- (مص م.) حفظ کردن، در پناه خود درآوردن.

          حوقله

          (حَ قَ لَ یا حُ قَ لِ) [ ع. حوقله ] (مص ل.) لا حول و لا قوه الا بالله گفتن.

            پیمایش به بالا