مانیدن
(دَ)
۱- (مص م.) گذاشتن و ترک کردن.
۲- (مص ل.) شبیه و مانند شدن.
(دَ) [ په. ]
۱- (مص ل.) اقامت کردن.
۲- عقب افتادن.
۳- درمانده و ناتوان شدن.
۴- شبیه بودن، مانند بودن.
۵- تعجب کردن.
۶- شکیبیدن، صبر کردن.
۷- (مص م.) سپردن، واگذاردن.
۸- باقی گذاشتن، به جا گذاشتن.
(دَ)
۱- (مص ل.) تماس و ساییده شدن دو چیز.
۲- (مص م.) تنبیه کردن.
۳- (عا.) از بین رفتن، نیست شدن.
۴- (مص م.) نابود کردن.
(~. نْ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- حکایت گفتن، سرگذشت تعریف کردن.
۲- حادثهای ایجاد کردن.