(غَ فّ) [ ع. ] (ص.) از صفات خداوند به معنای آمرزنده.
(غَ) [ ع. ] (ص.) از صفات خداوند به معنای آمرزنده.
(غَ شَ شَ) [ ع. ] (ص.) خودرأی، بی – باک. ؛ میرزا ~ مرد خودرأی، مرد خودآرا.
(غَ ضْ) [ ع. ] ۱- (ص.) خشمناک. ۲- در فارسی: منجنیق و سنگی که در منجنیق گذارند.
(غَ سّ) [ ع. ] (ص.) ۱- بسیار شوینده. ۲- جامه شوی. ۳- مرده شوی.
(غَ) [ ع. ] (ص.) ۱- شسته. ۲- غسل داده شده.
(غَ زّ) [ ع. ] (ص.) ریسمان تاب، ریسمان – باف، ریسمان فروش ؛ ج. غزالون، غزالین.
(غَ) [ ع. ] (ص.) بسیار از هر چیز، وافر.
(~.) [ ع – فا. ] (ص.) بیگانه، اجنبی، ناآشنا.
(غَ) [ ع. ] (ص.) ۱- به باطل امیدوار شده، فریفته. ۲- پذیرفتار. ۳- جوان ناآز موده.