صفت

غرچه

(غَ چِ) (ص.)
۱- بی غیرت، دیوث.
۲- ابله.
۳- ناتوان در مردی.

    غرار

    (غَ رّ) [ ع. ] (ص.) مکار، بسیار فریبنده.

      غدنگ

      (غَ دَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- احمق، نادان.
      ۲- بدشکل، بد اندام.

        غر

        (~.) (ص.)
        ۱- شخصی که خصیه اش بزرگ شد.
        ۲- برآمدگی در اعضا.
        ۳- جمع کردن باد در دهان برای آن که با قبضه بسته بر آن زنند تا صدا کند.

          غر

          (~.) (ص.)
          ۱- ترکیده و شکسته.
          ۲- فرو رفته بر اثر ضربه.

            Scroll to Top