(کَ. کُ) (ص مر.) کنایه از: مغرور، خودپسند.
(~. خُ یا خَ) (ص فا.) ۱- آن که بد – خرامد. ۲- بدمعامله.
(~ُ لú اِ تِ) [ ع. ] (ص.) دارای انتشار زیاد از لحاظ وسعت، دامنه یا تعداد.
(~. نَ) (ص مر.) بدذات، بداصل.
(کَ) [ ع. ] (ص.) ناپاک، آلوده.
(کَ) (ص.)۱ – خمیده، ناراست. ۲- نافرمان.
(~. رَ) (ص.) بدرفتار.
(~ُ کُ لِ) (ص.) دارای شکل یا امتداد نادرست و نازیبا، کج و معوج.
(کُ رُ) (ص.) ناخوش، بستری.
(کَ) (ص.) ۱- کسی که کت سازد. ۲- درودگر، نجار.