(نِ) (ص مر.) ۱- ساکن کاخ. ۲- ثروتمند، مرفه.
(رِ) (ص.) سرگشته، سرگردان، شیفته – سار.
(ثِ) [ ع. ] (ص.) بسیار، کثیر.
(ص.) دوبین، لوچ. کاچ، کاژ، کوچ هم گفته شدهاست.
(تُ) (ص. اِ.)زاهد، عابد. ج. کاتوزیان.
(ص فا. اِ.) ۱- لفافهای که زردوزان برای قماش سازند. ۲- دسته و بسته.
(قَ یُّ) [ ع. ] (ص.) از نامهای خداوند به معنای قائم به ذات.
(~. ~.) [ تر. ] (ص مر.) ریز ریز، قطعه قطعه.
[ معر – فا. ] (ص مر.) سیاه فام، به رنگ قیر.
(اَ) [ معر – فا. ] (ص مف.) = قیراندوده: قیرمالیده، آغشته به قیر.