صفت

فلاح

(فَ لّ) [ ع. ] (ص.) کشاورز، برزگر.

    فکور

    (فَ) [ ع. فکیر ] (ص.) متفکر، اندیشمند.

      فکاهی

      (فُ) [ ع. ] (ص.) خنده دار، نوشته یا گفته‌ای که بر اساس طنز و شوخی پرداخته شود.

        فکسنی

        (فَ کَ سَ) (ص.) کهنه، فرسوده، درب و داغان.

          پیمایش به بالا