صفت

رد

(رَ) [ په. ] (ص.)
۱- جوانمرد، راد.
۲- دانا، بخرد.
۳- سرور، پیشوای دینی زردشتیان.

    ردف

    (رِ دْ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- پیرو، تابع.
    ۲- ترک، کسی که پشت سرِ سوار می‌نشیند.
    ۳- هر الف و واو و یای ماقبل «روی» مانند شجاع، نفور، بغیر چنین قافیه‌ای را «مُردَف» خوانند.

      رحیم

      (رَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- مهربان.
      ۲- بخشاینده، از صفات خداوند.

        رحمان

        (رَ) [ ع. رحمن ] (ص.)
        ۱- مهربان.
        ۲- بخشاینده، از صفات خداوند.

          رجیم

          (رَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- سنگسار شده.
          ۲- رانده، مطرود.
          ۳- نفرین شده.

            رحال

            (رَ حّ) [ ع. ] (ص.) نیک دانا و ماهر در پالان نهادن ؛ ج. رحاله.

              رحال

              (~.) [ ع. ] (ص.) بسیار سفر کننده ؛ ج. رحاله.

                Scroll to Top