صفت

فرازیده

(فَ دِ) (ص مف.)
۱- افراشته، بالا – برده.
۲- بسته.

    فراش

    (فَ رّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- گسترنده فرش.
    ۲- در فارسی به معنی پیشخدمت، خدمتکار.

      فراص

      (فِ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- درشت.
      ۲- سخت سرخ رنگ.
      ۳- جامه.

        فرازنده

        (فَ زَ دِ) (ص فا.)
        ۱- بلند کننده.
        ۲- گشاینده.
        ۳- مسدود کننده.

          فرار

          (فَ رّ) [ ع. ] (ص.) بسیار گریزنده.

            فرارون

            (فَ) (ص.)
            ۱- مترقی، پیش رو.
            ۲- خوب، عالی.
            ۳- راست، مستقیم.
            ۴- در اصطلاح نجوم به معنی سَعْد، اوج.

              پیمایش به بالا