(~. ش کَ) (ص مر.) ۱- کسی که شکم بزرگ دارد. ۲- کنایه از: پرخور، شکم پرست.
(~. شَ) (ص مر.) ۱- کسی که شلوار گشاد دارد. ۲- کنایه از: تنبل، تن پرور.
(~. عِ) [ ع – فا. ] (ص مر.) نک فراخ روزی.
(~.) (ص مر.) ۱- خوشحال. ۲- توانگر، ثروتمند.
(~. کَ نú دُ) (ص مر.) فراخ – سفره، بخشنده، جوانمرد.
(فَ خُ) (ص مر.)۱ – درخور، سزاوار. ۲- متناسب.
(فَ تِ) (ص مف.) نک افراخته.
(فُ دا) [ ع. ] (ص.) ج. فَرَد؛ تک، تنها. ؛ نماز ~ نمازی که تنها خوانده شود. مق نماز جماعت.
(~.) (ص مر.) کسی که رزق و روزی فراوان دارد.
(~.) (ص مر.) آن که در نعمت و راحتی زندگی کند.