صفت

خیاره

(رِ) [ ع. خیاره ] (ص.) هرچیز لطیف و ظریف و برگزیده، منتخب.

    خوش

    (خُ) [ په. ] (ص.)
    ۱- خوب، نیک.
    ۲- شاد، شادمان.

      خوست

      (خُ)(ص.)
      ۱- جزیره.
      ۲- کوفته، پایمال شده.

        خوب

        [ په. ] (ص.)
        ۱- نیکو، پسندیده.
        ۲- زیبا، ج. خوبان.

          خوانا

          (~.) (ص.)
          ۱- خواننده.
          ۲- خط و نوشته‌ای که به راحتی خوانده شود.

            خواجه

            (خا جِ) (ص.)
            ۱- بزرگ، سرور.
            ۲- مالدار، دولتمند.
            ۳- اخته، مردی که خایه اش را کشیده باشند.

              خوار

              (خا) [ په. ] (ص.)
              ۱- آسان، سهل.
              ۲- پست، زبون.

                Scroll to Top