صفت

عدید

(عَ) [ ع. ]
۱- (اِ.)شمار، شماره.
۲- (ص.) شمرده شده.

    عدیده

    (عَ دِ) [ ع. عدیده ] (ص.)
    ۱- شمرده شده.
    ۲- بسیار، فراوان.

      عذول

      (عَ) [ ع. ] (ص فا.)عیب جو و سرزنش – کننده.

        عذب

        (عَ ذْ بْ) [ ع. ] (ص.)۱ – گوارا، خوشگوار.
        ۲- خوش، شیرین.

          عذرا

          (عَ) [ ع. عذراء ] (ص.)
          ۱- بکر، دوشیزه.
          ۲- گوهر سوراخ نشده.

            عدول

            (~.) [ ع. ] (ص.) جِ عادل.
            ۱- عدل دهندگان.
            ۲- مردمان صالح برای شهادت در محضر قاضی یا حاکم.

              عدسی

              (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به عدس ؛ نوعی خوراکی که در آن عدس را با دسته‌ای از سبزی‌های معطر پخته سپس کوبیده و له می‌کنند و اگر پوره گوشت یا روغن در آن افزایند خوراکی لذیذ گردد.

                پیمایش به بالا