صفت

تمتمام

(تَ تَ) [ ع. ] (ص.) کسی که به علت تند حرف زدن، سخنش فهمیده نمی‌شود.

    تمام

    (تَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- کامل، درست.
    ۲- بی – عیب.
    ۳- رسا.
    ۴- همه، همگی.

      تلپ

      (تِ لِ) (ص.)
      ۱- تالاپ.
      ۲- ویژگی آن که خود را به دیگران تحمیل می‌کند. ؛~شدن سربار شدن.

        تلخ

        (تَ) [ په. ] (ص.)
        ۱- دارای مزه غیرمطبوع، بدمزه.
        ۲- زننده، سخت، سخن تلخ.
        ۳- تندخو، بدخلق.

          تلاتوف

          (تَ) (ص.)
          ۱- کسی که خود را کثیف و ناپاک نگاه دارد.
          ۲- شور و غوغا.

            تگین

            (تَ گِ) [ تر. ] (ص.)
            ۱- خوش ترکیب، زیبا شکل.
            ۲- پهلوان، دلاور.
            ۳- در ترکیب نام‌های ترکی آید: سبکتگین.

              تقی

              (تَ یّ) [ ع. ] (ص.) پرهیزگار. ج. اتقیاء.

                تک

                (تَ) [ په. ] (ص.) اندک، کم، قلیل.

                  Scroll to Top