صفت

پخ

(پَ) (ص.) چیز پهن و صاف که لبه آن گرد باشد و تیزی نداشته باشد.

    پت و پهن

    (پَ تُ پَ) (ص.)
    ۱- پهن، عریض.
    ۲- دارای اندام بزرگ و نامناسب.

      پتیاره

      (پَ رِ) [ په. ]
      ۱- ( اِ.) دیو.
      ۲- آفت، بلا، آسیب.
      ۳- (ص.) زشت، نازیبا.
      ۴- بدخوی مردم آزار در مورد زن.

        پارسا

        (ص.)
        ۱- پاک دامن، زاهد.
        ۲- ایرانی.
        ۳- عارف، دانشمند.

          پا درمیانی

          (دَ) (ص.) مجازاً: میانجیگری و واسطه شدن جهت آشتی و یا از میان بردن اختلاف طرف‌های دعوا، وساطت.

            بین

            (بَ یِّ) [ ع. ] (ص.) هویدا، واضح.

              بیواره

              (رِ) (ص.)۱ – بی کس، غریب.
              ۲- بی قدر، بی اعتبار.

                بیمار

                (ص.)
                ۱- مریض، دردمند.
                ۲- ناتوان، رنجور.

                  Scroll to Top