(بِ) [ معر. ] (ص.) دامپزشک. ج. بیاطره.
(ژِ) (ص.) ۱- خالص، بی غش. ۲- خاص، ویژه.
(تُ) (ص.) دارای رتبه با شماره بیست.
(بَ) [ ع. ] (ص.) سفید، روشن.
(ص.) ۱- کسی که در خواب نباشد؛ مق خوابیده. ۲- آگاه، هوشیار.
(دَ) (ص.) تند و جلد.
(رِ) (ص.) ۱- شخصی که دچار وضع بدی شدهاست. ۲- شخص ناتوان و درمانده، بی نوا.
(دِ)(ص.) = بیهده:۱ – باطل. ۲- بی – ثمر، بی فایده. ۳- بی معنی، پوچ، یاوه.
(بَ) (ص.) فاقد تازگی (در مورد مواد پختنی).
(دَ تُ) (ص.) مجازاً فاقد زیرکی ی ا ورزیدگی لازم برای کار و فعالیت، دست و پاچلفتی.